از سویی توصیه به حفظ فاصله اجتماعی و استفاده از ماسک تنها راه نسبی در امان ماندن از بیماری خوانده می‌شود و از سوی دیگر اقلیت روبه گسترشی در سراسر جهان گاه با برگزاری تجمعات و راهپیمایی‌ها مردم را به عدم استفاده از ماسک و نافرمانی از توصیه‌های منسوب به سازمان بهداشت جهانی ترغیب می‌کنند و برخی دیگر که از پستوی سنت برای پیشگیری و درمان این بیماری، کتاب و تجویز و ترکیب می‌آفرینند. در این بین نیز هستند محققان به‌ظاهر مستقلی که از پس مطالعات پیشین خود راه میانه‌ای برای مقابله و درمان این بیماری معرفی می‌کنند.

رسانه‌های اجتماعی در فضای مجازی سکوی پیش‌برد اهداف این حکیمان و تسلط بر افکار عمومی هستند. سازمان بهداشت جهانیWHO بهمن‌ماه سال گذشته به موازات هشدار برای شیوع پاندمی، تهدید فزاینده پیش‌روی بشر را Infodemic به معنای گسترش اطلاعات نادرست درخصوص ابعاد پاندمی در سطح جهان خواند. به‌‌رغم اینکه مقامات رسمی، دولت‌ها و حامیان تولید و تزریق واکسن کووید-19 بیش از سایر گروه‌ها فرصت اطلاع‌رسانی جمعی دارند، اما اطلاعات بی‌پایه و اساس قدرت اثرگذاری بیشتری نسبت به اطلاعات دقیق بر افکار عمومی دارد. با این حال طبق مطالعات آماری صورت گرفته در تابستان امسال در ایالات متحده، حدود 36درصد از بزرگسالان اعلام کرده‌اند واکسن را دریافت خواهند کرد و در مقابل 64درصد نیز گفته‌اند چنین واکسنی را تزریق نخواهند کرد یا هنوز تمایلی به این کار ندارند. این حقیقت موید تردید جوامع از اثربخشی تلاش‌ها برای تولید واکسن ایمن مقابله با این بیماری است. مطالعاتی در اروپا صورت گرفته که نشان می‌دهد میان وقوع بحران‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با تردید افراد برای دریافت واکسن‌های متعارف ارتباط مستقیمی وجود دارد. برای مثال در بریتانیا در خلال بحران BREXIT تزریق واکسن سرخک کاهش چشمگیری داشت. همچنین اعتماد به دولت این کشور به‌عنوان مرجعی برای اطلاع‌رسانی دقیق درخصوص کووید-19 در ماه‌های اخیر از 67درصد به 44درصد کاهش یافته است. در ایالات‌متحده نیز یافته‌های آماری دانشگاه کورنل بیانگر این واقعیت است که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به تنهایی بزرگ‌ترین پیشران Misinformation درخصوص بیماری کووید-19 است. از سوی دیگر در برخی کشورهای ثروتمند به لحاظ تاریخی، ترغیب مردم به دریافت واکسن به سختی فرآیند کشف یک واکسن است؛ به‌طور خاص درخصوص کووید-19 گروه‌های اقلیت رو به گسترشی واکسن را بخشی از عملیات روانی دولت‌ها و الیت پرنفوذ می‌دانند تا در مورد خطرات آن اغراق کنند.

در چنین شرایطی افزایش روزافزون آمار مبتلایان و کشته‌شدگان کووید-19 در کشورهای توسعه‌یافته از یکسو و اعلام رسمی مقامات چین از کنترل شدید شیوع بیماری در این کشور پهناور، باورپذیری اطلاعات رسمی افشا شده از سوی دولت‌ها را شدیدا دچار ابهام کرده است.  در ایران نیز هرچند توصیه به استعمال روغن و نیش و سرگین در درمان کووید-19 میخ محکمی بر تابوت شبه علم کوبید، اما کماکان گاهی از فرماندهان ارشد مقابله با این بیماری پیام‌هایی درخصوص کارآیی درمان‌های طب سنتی دریافت می‌شود.

این درحالی است که اختلافات معناداری در اظهارنظرهای اعضای ستاد ملی مقابله با کرونا به گوش می‌رسد. از سویی وزیر بهداشت امیدوار به درآمدهای ارزی حاصل از صادرات قریب‌الوقوع واکسن کووید-19 ساخت ایران است، که برخی از همکاران او و متخصصان تراز اول کشور چنین تصوراتی را رویایی خوانده و بر پیشگیری مردم با رعایت اصول بهداشتی تاکید دارند. رئیس‌جمهور نیز درحالی جمعیت مبتلایان به این بیماری را براساس گزارش‌های دریافتی بیش از 25 میلیون نفر و افراد در معرض خطر را 35 میلیون نفر بر می‌شمارد که دولت از ابتدا قرنطینه را راهکاری قرون وسطایی و غیرقابل اجرا نامید. با رسیدن تعداد کشته‌شدگان به حدود 500 نفر در روز و هشدار امکان چهاررقمی شدن این آمار، تعارضات در ساختار مدیریتی وزارت بهداشت نیز رسانه‌ای شده و بر بی‌اعتمادی جامعه نسبت به اطلاعات موجود و راهبردهای مقابله با این بحران افزوده است. در چنین شرایطی لازم است نظام سلامت کشور و متخصصان مورد تایید وزارت بهداشت فعالانه مسوولیت خود در آگاه‌سازی و ایجاد ارتباط صحیح با افراد جامعه، به‌صورت فرد به فرد و با اولویت برقراری ارتباط برخط را تعریف و اجرایی کنند و با نگاهی آینده‌نگر نسبت به تبعات گسترش بحران بی‌اعتمادی بر مراحل آتی مقابله با ویروس کرونا، در جهت جلب اعتماد عمومی و آماده‌سازی ذهنی مردم برای ماه‌های پیش‌رو گام بردارند.